واژۀ «سراینده»، بنا به فهرست ولف، در شاهنامۀ فردوسی هجده بار در معانی 1- سخنگوی؛ راوی، داستانگوی؛ شاعر، سخنسرا»؛ 2- «رسول، قاصد، پیک» به کار رفته است. لیکن بررسی دقیق این ابیات نشان میدهد که در تعدادی از آنها از واژۀ «سراینده» هیچ یک از معانی مذکور اراده نشده است، بلکه مطابق قراین و شواهد موجود و بر اساس ملاحظات زبانشناسی میتوان یقین داشت که این واژه در شاهنامه در مواردی در معنی «فرمانبر، مطیع» استعمال شده است. برخی از محققان تصوّر کردهاند که کاربرد «سراینده» در معنی «فرمانبر، مطیع» حاکی از این است که گویا معنی اصلی واژه چنین بوده است: «کسی که هر چه گویند، باز میگوید»؛ امّا این توجیه مبنای علمی ندارد و اساساً مبتنی بر یک فقه اللغۀ عامیانه است. آنچه در این مقاله میآید توجیه ریشهشناختی کاربرد سراینده در معانی مذکور است. شواهد موجود از متون ایرانی باستان و میانه نشان میدهند که ریشۀ sru- در اصل به معنی «شنیدن» از مؤلفۀ معنایی گستردهای برخوردار بوده که یکی از آنها «فرمانبر بودن؛ اطاعت کردن» بوده است.
مولایی, چنگیز. (1405). سَخُن هر چه گویی سرایندهام (توجیه ریشهشناختی معانی «سراینده» در شاهنامۀ فردوسی). دانش و خرد حماسی, 2(1), 63-73. https://doi.org/10.22067/jmels.2026.99788.1069
MLA
مولایی, چنگیز. "سَخُن هر چه گویی سرایندهام (توجیه ریشهشناختی معانی «سراینده» در شاهنامۀ فردوسی)", دانش و خرد حماسی, 2, 1, 1405, 63-73. doi: 10.22067/jmels.2026.99788.1069
HARVARD
مولایی چنگیز. (1405). 'سَخُن هر چه گویی سرایندهام (توجیه ریشهشناختی معانی «سراینده» در شاهنامۀ فردوسی)', دانش و خرد حماسی, 2(1), pp. 63-73. doi: 10.22067/jmels.2026.99788.1069
CHICAGO
چنگیز مولایی, "سَخُن هر چه گویی سرایندهام (توجیه ریشهشناختی معانی «سراینده» در شاهنامۀ فردوسی)," دانش و خرد حماسی, 2 1 (1405): 63-73, doi: 10.22067/jmels.2026.99788.1069
VANCOUVER
مولایی چنگیز. سَخُن هر چه گویی سرایندهام (توجیه ریشهشناختی معانی «سراینده» در شاهنامۀ فردوسی). دانش و خرد حماسی. 1405;2(1):63-73. doi: 10.22067/jmels.2026.99788.1069